سيد محمد على ايازى
81
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
مىپردازند ، يا بر مواردى غير از آنچه در شأن آن نازل شده ، تطبيق داده مىشوند . « 1 » 3 . روايات بطن رواياتى كه در آنها معنا يا مصداقى بيان شده كه مفهوم ظاهرى و عرفى لفظ آن را شامل نمىشوند . « 2 » تفسير در لغت و اصطلاح تفسير به مفهوم گستردهء آن ، پديدهاى است هنرى كه ساختارى ويژه دارد . مفسّر ، يك يا چند حادثه و موضوع و نيز وضعيتها و شخصيتها و محيطها را براى روشن شدن موضوعى ، لحاظ مىنمايد و آنها را به زبانى كه بهتر قابل فهم باشند ، تبيين مىنمايد . اين زبان ، گاهى به گونهء روايت ( تفسير آيات از زبان ائمّه ) و گاه به صورت گفتگو و اجتهاد و يا آميخته از هر دوى آن است كه هر كدام از آنها ، هدف فكرى معيّنى را دربر دارند . واژهء « تفسير » در قرآن كريم ، تنها يك بار ، به كار گرفته است : « وَ لا يَأْتُونَكَ بِمَثَلٍ إِلَّا جِئْناكَ بِالْحَقِّ وَ أَحْسَنَ تَفْسِيراً » . « 3 » در اين آيه ، « تفسير » ، به معناى بيان يا تفصيل است . بنا بر اين ، جز معناى لغوى ، معناى ديگرى از آن ، اراده نشده است ؛ امّا در اصطلاح ، بين مسلمانان ، واژهء « تفسير » ، به شرح و بيان آيات قرآن كريم انصراف دارد و به عنوان يك علم از علوم اسلامى ، مطرح است . راغب اصفهانى ، در اين باره گفته است : التفسير فى عرف العلماء كشف معانى القرآن و بيان المراد ، أعمّ من أن يكون
--> ( 1 ) . ر . ك : الميزان ، ج 1 ، ص 44 . ( 2 ) . ر . ك : همان ، ج 19 ، ص 103 . ( 3 ) . سورهء فرقان ، آيهء 33 .